Effectiveness of Positive-Focused Mindfulness Therapy on Mental Well-being, Quality of Life, and Stress Coping Strategies in Women with Bipolar Disorder
Abstract
The primary objective of the current research was to determine the effectiveness of positive-focused mindfulness therapy on mental well-being, quality of life, and stress coping strategies in women diagnosed with bipolar disorder in Kashan city. This study was conducted as a quasi-experimental research with pre-test, post-test alongside a control group, and the research population included all women diagnosed with bipolar disorder attending psychiatric centers in Kashan. Initially, registration was carried out by contacting individuals who had records in these centers or were referred by specialists, and 30 of them, who met the study criteria, were selected. The sample was randomly divided into experimental and control groups, and the study was conducted on them. The positive-focused mindfulness therapy consisted of 12 sessions of 90 minutes of mindfulness training derived from the protocol by Tabatabai Nejad et al. (2018). Meanwhile, the control group did not receive any form of training. This research was concluded in March 2023. The instruments used in this study included the 26-item Quality of Life questionnaire (1996), the 45-item Mental Well-being questionnaire by Keyes and Magyar-Moe (2003), and the 18-item Life Stress questionnaire (1993). Variance analysis was employed to test the hypotheses in this study. The results showed that there is a significant difference between the pre-test and post-test scores of the experimental group in comparison to the control group in terms of quality of life, mental well-being, and stress coping strategies (P<0.01). The findings from this research indicate the impact of positive-focused mindfulness therapy in improving the quality of life, mental well-being, and stress in women with bipolar disorder. Therefore, positive-focused mindfulness therapy, alongside other therapeutic methods, can be effective in improving the psychological symptoms of women with bipolar disorder.
مقدمه
اختلال دوقطبی[1]، نوعی اختلال خلقی مزمن و عودکننده است که به اختلالهای شدیدی در عملکرد اجتماعی و شغلی فرد منجر میشود. این اختلال، هزینههای سنگینی را برای بیمار، خانواده و جامعه در پی دارد و در صورت درمان نشدن میتواند منجر به اپیزودهای بیشتر، شدیدتر و تند چرخشی شود که این امر، درمان را دشوارتر و پیشآگهی را بدتر و تبعاتی چون میزان خودکشی و اقدام به خودکشی را بیشتر میکند (زارعین و همکاران، 1398). اختلال دو قطبی نرخ شیوع یک درصد دارد و ویژگی اصلی آن وجود یک دوره مانیا است که حداقل یک هفته ادامه دارد و طی آن در اکثر اوقات خلق فرد به شکلی نابهنجار و مداوم بالا، گشاده یا تحریک پذیر است و انرژی یا فعالیتهای فرد مداوماً افزایش مییابد و حداقل باید سه علامت از علائمی مانند خودبزرگبینی، کاهش نیاز به خواب، احساس فشار برای حرف زدن، پرش افکار، حواس پرتی و .... وجود داشته باشد (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013)
کیفیت زندگی یک مفهوم چندبعدی به معنای ارزیابی ذهنی از وضعیت زندگی (کیم و همکاران[2]، 2019) و درک فرد از میزان خوب بودن جسمی، ذهنی، هیجانی و اجتماعی زندگی است که سلامت و عملکرد خانواده، وضعیت اجتماعی، اقتصادی، روانی، جنبههای هیجانی و معنوی را دربرمیگیرد (جنگیجهانتیع و همکاران، 1400). کیفیت زندگی دامنهای از نیازهای عینی هر انسانی است که مرتبط با درک شخصی وی از احساس خوب بودن به دست میآید. کیفیت زندگی به معنای فقدان بیماری نیست، بلکه به معنای احساس خوب بودن در زمینههای متعدد روانی، اجتماعی، عملکردی و روحی است (ژانگ و همکاران[3]، 2006).
بهزیستی ذهنی وضعیتی است که در آن فرد وضعیت فعلی و موجود خود را با وضعیت مطلوب و آرمانی مقایسه کرده و در نتیجه ارزیابی شناختی به ادارک مثبتی از خود دست مییابد (ویناس و همکاران[4]، 2019). به طور کلی بهزیستی ذهنی شامل نگرش مثبت به زندگی، لذت بردن از زندگی، فقدان خلق افسرده و داشتن رضایت کلی از زندگی است (مگنانی و ژو[5]، 2018). افراد دارای بهزیستی ذهنی پایین رویدادهای زندگی خود را نامطلوب ارزیابی کرده و بیشتر هیجانهای منفی مثل غم، اضطراب، خشم و افسردگی را تجربه میکنند، در مقابل افراد دارای بهزیستی ذهنی بالا به طور معمول از رویدادهای زندگی خود ارزیابی مثبت دارند و بیشتر هیجانهای مثبت مثل شادی را تجربه میکنند (هینزلمن و دینر[6]، 2019).
در جهان امروز استرس مسئله بزرگی به شمار میرود. استرس به عنوان یک پدیده روانشناختی از عوامل مهم در بروز و استمرار بسیاری از اختلالات روانی است. واکنشهای افراد نسبت به انواع پریشانی و شرایط استرسزا تا حد زیادی به درک و برداشت فرد از موقعیت، درجه تهدید و خطر آن واقعه بستگی دارد. به بیان دیگر، عاملی که باعث بروز پاسخهای گوناگون نسبت به استرسورها میشود، سبکهای مقابلهای متفاوت هر فرد است (محمدی، 1399). مقابله، مجموعهای از اعمال شناختی و عاطفی در واکنش به فشارهای روانی تعریف میشود (زیمر و اسکینر[7]، 2011). راهبردهای مقابلهای رفتارهایی هستند که از فرد در برابر آسیبهای روانشناختی مرتبط با تجربیات اجتماعی مشکل زا یا تأثیراتی محافظت میکند که جوامع بر اعضای خود دارند. به عبارت دیگر، مقابله یا کنار آمدن به پاسخهایی گفته میشود که افراد برای اجتناب از آسیبهای ناشی از فشارهای زندگی انجام میدهند. با این رفتارها یا راهبردهای مقابلهای است که افراد تجارب روزمره زندگی را کنترل میکنند. این رویدادها میتوانند چالشبرانگیز، استرسزا یا به صورت بالقوه آسیبزننده باشند (کولمن[8]، 2019). اثربخشی راهبردهای مقابلهای برای هر فرد به میزان استفاده او از آنها بستگی دارد. اعمال، رفتار و افکار خاص انجام شده به منزلی پاسخ استرسورها، نوع راهبرد مقابلهای فرد را نشان میدهد (پرلین و اسکولر[9]، 1987).
امروزه توجه به درمان کارآمد، سالهاست دغدغهی ذهنی روانپزشکان و روانشناسان میباشد. بیتردید درمان اصلی اختلال دوقطبی به کمک داروها انجام میشود. لیتیوم مؤثرترین درمان دارویی برای اختلال دو قطبی به شمار میرود. لیتیوم، علائم خلقی، تکانشگری و رفتارهای پرخاشگرانه بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی را کاهش میدهد (ماساکی و همکاران[10]، 2016)؛ اما پژوهشهای نشان میدهد که بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی با وجود مصرف دارو، باز دورههای عود را تجربه میکنند (میزوس و همکاران[11]، 2015)؛ بنابراین برای افزایش اثربخشی داروها نیاز به مداخلات روانی-اجتماعی کمکی مؤثر و متناسب با بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی است. شواهد قابل توجهی برای اثربخشی مداخلات روانی بر اختلال دوقطبی وجود دارد. نتایج پژوهشها نشان میدهد که آموزش روانی، درمان شناختی-رفتاری، درمان ریتم بین فردی و اجتماعی، رفتاردرمانی دیالکتیکی، درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی و درمان متمرکز بر خانواده در کاهش علائم افسردگی بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی وجود دارد (داوودی، 2014). يکی از درمانهايی که در کنار درمان دارويی بيماران مبتلا به اختلال دوقطبی جديد به کار گرفته میشود درمان ذهنآگاهی میباشد. ذهنآگاهی به تجربهای برمیگردد که در آن فرد به شيوهای خاص، هدفمند، در زمان حاضر و خالی از قضاوت به درون و بيرون خودآگاهی میيابد. درواقع، ذهنآگاهی يعنی بودن در لحظه با هر آنچه که اکنون هست، بدون قضاوت درباره آنچه اتفاق میافتد، يعنی تجربه واقعيت محض، مستلزم درک کردن احساسات شخصی است و مطمئناً به طور ضمنی شامل ايجاد و اصلاح راهی برای نزديکتر شدن به تجربيات فردی شخص از طريق مشاهده شخصی نظاممند است (کاباتزین[12]، 1994). درمانهای مثبتنگر با تمرکز هدفمند و هوشمندانه بر قوت و فضایل انسانی در قالب خردمندی، شجاعت، عدالت، اعتدال، شکوفایی و انسان بودن در معنای جزیی و بسیط آن، جهت مغلوب ساختن تمام تهدیدهای موجود برای انسان در سطح واقعی و شناختی، تأکید فزایندهای دارند (جمشیدیان قلعهشاهی، 1396). در کنار درمانهای مثبت نگر، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، راهبردی درمانی برای رهاسازی افراد از افکار خودکار و عادات و الگوهای رفتاری ناسالم است و از این رو نقش مهمی را در تنظیم رفتاری ایفا می کند. شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی همچنین با تمرکز غیرارزیابانه برهمه ی رویدادهای هیجانی و شناختی، میتواند در کاهش تکانش وری و رفتارهای ناسازگارانه تأثیر گذارد و توان کنترل توجه بر زمان حال و نه گذشته و آینده را افزایش دهد و نیز مهارت تکمیل تکلیفهای مهم را با دورکردن توجه از نگرانی ها و خاطرات یا خُلق منفی و نشانه های افسردگی بیشتر کند (کاباتزین، 2003).
نگاهی به تأکیدهای درمانی در حوزهی ذهن آگاهی و مثبت نگری، به خوبی این واقعیت را آشکار می سازد که بنیان های شناختی و ذهنی هم در ذهن آگاهی و هم در مثبت نگری، اهمیت ویژه ای دارند. شواهد پژوهشی گذشته نشان داده اند که درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی در کنار درمان های مثبت نگر بر افسردگی سازگاری اجتماعی موثر هستند و نیز طبق باور برخی اندیشمندان، ذهنآگاهی سازوکار و حلقه ی اصلی اثربخشی درمان های مثبت نگر محسوب میشود. بنابراین از لحاظ نظری می توان از رویکرد درمانی ذهن آگاهی مثبت نگر سخن به میان آورد. در حمایت از درمان ذهنآگاهی مثبتنگر، نایمیک و همکاران مروری گسترده و مستند دربارهی نقش ترکیبی ذهن آگاهی و مثبتنگری متمرکز بر نقاط قوت انسانی انجام داده و دریافتند هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ پژوهشی ترکیب درمان ذهن آگاهی و درمان مثبت نگری می تواند زمینه ساز تأثیرهای چشمگیر درمان باشد (نیمیک و همکاران[13]، 2012). ایوتزن و همکاران نیز در پژوهشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر نقاط قوت انسانی (مثبتنگر) را بر افزایش شاخص های بهزیستی نظیر شکوفایی و تعالی خود همراه با رضایت از زندگی، مؤثر گزارش کردهاند (ایوتزن و همکارن، 2016). بنابراین مطالعهی حاضر با هدفی همگام در راستای درمان زنان دارای اختلال دوقطبی با درمان ذهن آگاهی مثبت محور به عنوان درمانی برای افزایش بهزیستی ذهنی، کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله با استرس بررسی کرد.
روش کار
نوع پژوهش، نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل انجام شده است. گروه آزمایش و کنترل از زنان داوطلب مراجعه کننده به کلینیکهای روانپزشکی شهر کاشان انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل گمارده شدند. جامعه آماری این پژوهش، زنان مبتلا به اختلال دوقطبی مراجعه کننده به کلینیکها و بخشهای روانپزشکی شهر کاشان در سال 1401 میباشد. روش نمونهگیری در دسترس بوده و از بین زنان دارای اختلال دوقطبی مراجعه کننده به کلینیکهای روانپزشکی شهر کاشان که داوطلب شرکت در دوره بودند، تعداد 30 نفر واجد ملاکهای مورد بررسی انتخاب شدند. پس از کسب رضایت از تکتک اعضا جهت شرکت در طرح پژوهشی، از میان 30 نفر گروه نمونه به صورت تصادفی، 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل گمارده شدند. با توجه به اینکه در ابتدا از هر دو گروه، قبل از ارائه مداخلات درمانی، آزمون گرفته شد و گروه آزمایش تحت درمان قرار گرفت. بعد از ارائه مداخلات درمانی در گروه آزمایش، مجدداً هر دو گروه مورد آزمون قرار گرفتند. سپس دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. معیارهای ورود شامل ایرانی بودن داوطلب، مبتلا بودن زنان به اختلال دوقطبی، نداشتن سوء مصرف مواد، نداشتن مشکلات روانی حاد، سطح سواد بالاتر از سیکل، رضایت کامل جهت شرکت در گروههای درمانی بود. شرایط خروج از پژوهش شامل وجود مشکلات روانی حاد از جمله اختلالات سایکوتیک، افسردگی و اختلالات عصب شناختی وخیم؛ مصرف داروهای روانگردان، غیبت بیش از دو جلسه در جلسات آموزشی– درمانی و عدم تمایل به شرکت در جلسات آموزشی- درمانی در هر مرحله کار بود. اطلاعات بیماران شرکت کننده در این پژوهش به طور کاملا ناشناس باقی میماند و بعد از مطالعه نیز تمامی این اطلاعات محفوظ باقی خواهد ماند. همچنین تمامی شرکت کنندگان در این مطالعه فرم رضایت نامه شرکت در این مطالعه را پر کرده و تمامی مقاصد مطالعه برای شرکت کنندگان به طور کامل شرح داده شده است. به منظور رعایت حریم خصوصی، نام و نام خانوادگی شرکت کنندگان ثبت نشد و از کد استفاده گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای زیر بود:
مقیاس کیفیت زندگی: این پرسشنامه طرحی بود که توسط سازمان بهداشت جهانی برای اولین بار در سال 1991 با هدف تدوین ابزاری کارآمد برای ارزیابی کیفیت زندگی افراد تدوین و اجرا شد. این مقیاس دارای 26 ماده است که از فرم بلند 100 مادهای استخراج شده است و براساس طیف 5 درجهای لیکرت از 1 تا 5 ارزشگذاری میشود و ادراک افراد را نسبت به سامانههای ارزشی و فرهنگی، اهداف شخصی، معیارها و نگرانیهایشان در 4 حیطه سلامت جسمانی، روانشناختی، روابط اجتماعی و محیط ارزیابی میکند. نمرهی بالاتر نمایانگر کیفیت زندگی بهتر فرد است (20-0: ضعیف؛ 40-20: متوسط؛ 60-40: خوب و 60 به بالا: خیلی خوب). تحقیقات انجام شده در مورد مشخصات روانسنجی فرم کوتاه پرسشنامه WHOQOL نشان دهنده اعتبار افتراقی، اعتبار محتوا، پایایی درونی (آلفای کرونباخ؛ سلامت جسمی 80/0، سلامت روانشناختی 76/0، روابط اجتماعی 66/0 و محیط 80/0) و پایایی test-reset مناسبی است (اسکیونتون و همکاران[14]، 2004).
مقیاس بهزیستی ذهنی[15]: این پرسشنامه توسط کییز و ماگیارمو[16] در سال 2003 طراحی شد و دارای 45 سؤال و 3 بعد بهزیستی هیجانی، بهزیستی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی است. پرسشنامه دارای سؤالات معکوس بوده و بر روی یک طیف لیکرت 5 درجهای 1 تا 5 برای گزینه های اصلا تا تمام مدت قرار دارد. کییز و ماگیارمو (2003) برای بررسی روایی این پرسشنامه را مطلوب (68/0) و پایایی آن را به روش آلفای کرونباخ برای بهزیستی ذهنی 78/0 و مؤلفههای فرعی آن شامل بهزیستی هیجانی، روانشناختی و اجتماعی به ترتیب 76/0، 64/0 و 76/0 گزارش کردند. این ابزار در ایران توسط گلستانی بخت (1386) رواسازی شد و ساختار سه عاملی تأیید شد. روایی همزمان این پرسشنامه با پرسشنامه شادکامی آکسفورد 48/0 به دست آمد. همچنین وی برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده کرد که این میزان برای کل پرسشنامه 80/0 و برای مؤلفههای فرعی آن به ترتیب 86/0، 80/0 و 61/0 به دست آمد. همچنین در پژوهش حاضر میزان آلفای کرونباخ برای بهزیستی هیجانی 71/0 ، روانشناختی 77/0، هیجانی 70/0 و برای کل مقیاس 79/0 به دست آمد.
پرسشنامه استرس[17]: پرسشنامه استرسهای زندگی توسط ادوین جی. توماس، ماریان یوشیوکا و ریچارد دی. آگر[18] (1993) ساخته شده است که از 18 گویه و 5 خرده مقیاس دغدغه های زناشویی، دغدغههای شغلی، فعالیتهای خارج از خانه، خود و خانواده و رضایت از زندگی و خوش بینی تشکیل شده است که به منظور سنجش میزان استرس های زندگی بکار میرود. نمرهگذاری پرسشنامه به صورت طیف لیکرت 7 نقطهای میباشد که برای گزینههای «بدون برآشفتگی»، «بسیار کم برآشفته»، «تا حدی برآشفته»، «برآشفتگی متوسط»، «برآشفتگی زیاد»، «برآشفتگی کاملاً زیاد»، «بیشترین حد برآشفتگی» به ترتیب امتیازات 1، 2، 3، 4، 5، 6 و 7 در نظر گرفته میشود. نمره کلی استرس زندگی با جمع بستن کلیه مادههای پرسشنامه به دست میآید که دارای دامنهای از 0 تا 126 میباشد. نمرات بالاتر نشانگر استرس و برآشفتگی بیشتر است. پایایی بازآزمایی برای یک فاصلهی 6 ماه برای 42 زوج که درمان فوری دریافت نکردهاند در ارزیابی تجری 66/0=r به دست آمده است، که حاکی از ثبات موقت نسبتاً خوب بوده است. همسانی درونی برای نمرهی کل با آلفای 85/0 بوده است (توماس و همکاران، 1993).
جلسات درمان ذهنآگاهی مثبتمحور: در مرحلهی اجرا و قرار گرفتن نمونهها در دو گروه کنترل و مداخله، گروه مداخله تحت 12 جلسه برنامه آموزش ذهنآگاهی که توسط طباطبائینژاد و همکاران (1397) طراحی شده و هر جلسه90 دقیقه بود، قرار گرفتند اما گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد و در لیست انتظار درمان قرار گرفتند.
جدول (1): جلسات درمان ذهن آگاهی مثبت محور
جلسه | اهداف جلسه |
1 | آشنایی درون گروهی، آشنایی با قواعد درمان و گروه، آشنایی با افسردگی و نشانه های آن، آشنایی با درمان ذهن آگاهی مثبت محور و نقش آن در غلبه بر عواطف مخرب و منفی. |
2 | آموزش فنون مراقبه به خصوص مراقبهی کشمش و تمرکز بر تقویت ارزشمندی و رضایت از خود در متن امید و خوش بینی. |
3 | آموزش شناسایی هیجان های مثبت و منفی، آموزش بازداری هیجانی جهت غلبه بر تکانشگری هیجانی، آموزش مراقب تنفس آگاهانه با تمرکز بر فضیلت خرد و دانایی و ابعاد آن. |
4 | آموزش فنون ذهن آگاهی پذیرش بدون قضاوت، حضور ذهن از افکار و هیجان ها واحساس ها، آموزش مهارت مدیریت هیجان و تنظیم هیجان از راه تمرین مراقبه ی مهربانی، افزایش هیجان مثبت ازطریق دستورکار لذت چشی، تمرکز بر اینجا و اکنون و زندگی در لحظه و جست و جوی اهداف مثبت در زمان کنونی و توجه نکردن به گذشته و آینده. |
5 | آموزش مایندفولنس در حوزهی خودآگاهی از راه شناخت قوت و ضعف، ویژگیها، توانایی ها، باورها و افکار و ارزشهای خود همزمان با تلقین مثبت در زمینهی توانمندی ها، ارتقای جنبه های مثبت زندگی. |
6 | آموزش فنون مراقبه ی وارسی بدن و مراقبه ی نشسته و تمرکز بر هدف گذاری شناختی و فکری روی نقاط قوت و علایق واحساس های خود، افزودن ارزشهای رایج (شجاعت، مهربانی، امیدواری، رعایت حقوق دیگران) به نقاط قوت و احساسها و علایق خویش، لیست کردن اهداف. |
7 | آموزش تفکر مثبت و تغییر نگرش به زندگی و استمرار در تمرین ازطریق شناسایی الگوهای فکری، توجه آگاهانه به افکار،بازخواست کردن خود، جایگزینی افکار مثبت به جای افکار منفی، انجام آگاهانهی فعالیتهای لذت بخش، استفادهی آگاهانه ازواژههای مثبت در زندگی روزانه، افزایش خودباوری و اعتمادبه نفس، استفاده از واژه ی چگونه به جای چرا. |
8 | معرفی ارزشهای درونی ازجمله فضیلت انسانیت (عشق و مهربانی و هوش اجتماعی) و نقش عواطف و اندیشههای مثبت در موفقیت، سلامتی، خوشبختی و پیشگیری از افسردگی، تمرین آگاهانه نقاط قوت (آگاهی مبتنیبر انسانیت مانند دوستی و عشق و مهربانی). |
9 | آموزش آگاهانه ی قدم زدن، پذیرش بدون قضاوت، آموزش توجه آگاهانه، آموزش زندگی آگاهانه، استمرار طراحی اهداف واهمیت آنها، تأکید بر توانمندیهای خود متناسب با نقاط قوت جهت مرتفع کردن مشکل های رفتاری و شناختی و انفعال هیجانی. |
10 | آموزش ایجاد رابطه ی مثبت با دیگران، آموزش آگاهانه ی جرئت مندی و مهارت ارتباط مؤثربا دیگران و نقش آن در کاهش مشکلات رفتاری و اجتماعی، آموزش بیان آگاهانه ی احساس ها، معرفی جایگزین های مثبت جهت مقابله با عادتهای ارتباطی منفی و تعیین روابط مثبت، معرفی روش حل مسئله، معرفی شوخطبعی و تکنیکهای آن و نقش آن بر ارتباطهای بین فردی و سلامت جسمانی و روانی و مقاومت دربرابر اضطرابهای روزمره. |
11 | استمرار مراقبه ی نشسته و مراقبه ی وارسی بدن، استمرار آموزش مهارت مثبت اندیشی، متعادل کردن بایدها و نبایدهای ذهنی، آموزش خودگویی های سازنده در هنگام ابهام موقعیت. |
12 | انجام تمرینهای کششی هاتایوگا ونقش آن در افزایش آستانه ی تحمل و کاهش واکنش پذیری، ارتباط ذهن و بدنجهت مقابله با مشکلات جسمانی. |
یافتهها
در جدول 2 شاخصهای توصیفی ارائه شده است.
جدول (2): شاخص های توصیفی متغیر های بهزیستی ذهنی، کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله با استرس به تفکیک دو گروه
متغیر گروه ها | آزمایش | کنترل | |||
پیش آزمون | پس آزمون | پیش آزمون | پس آزمون | ||
بهزیستی ذهنی | ميانگين | 53/76 | 6/81 | 93/43 | 27/51 |
انحراف استاندارد | 07/12 | 18/16 | 37/9 | 91/11 | |
بهزیستی روانشناختی | ميانگين | 93/13 | 33/16 | 28/11 | 93/11 |
انحراف استاندارد | 21/3 | 14/1 | 93/3 | 23/3 | |
بهزیستی هیجانی | ميانگين | 1/11 | 21/13 | 53/10 | 8/9 |
انحراف استاندارد | 92/3 | 41/3 | 19/2 | 1/2 | |
بهزیستی اجتماعی | ميانگين | 54/11 | 76/12 | 14/10 | 23/10 |
انحراف استاندارد | 876/0 | 3/12 | 29/1 | 13/2 | |
کیفیت زندگی | ميانگين | 93/43 | 53/54 | 18/34 | 73/33 |
انحراف استاندارد | 71/11 | 24/11 | 93/8 | 83/7 | |
راهبردهای مقابله با استرس | ميانگين | 8/43 | 8/50 | 53/41 | 8/42 |
انحراف استاندارد | 94/12 | 21/11 | 99/11 | 27/11 | |
جدول فوق میانگین و انحراف استاندارد مولفه های مورد بررسی را در متغیر بهزیستی ذهنی و مولفه های آن (بهزیستی روانشناختی، هیجانی و اجتماعی، کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله با استرس را در گروه آزمایش نشان می دهد.
جدول (3): نتايج آزمون نرماليتي
متغير | كالموگروف - اسميرنوف | شاپيرو - ويلك | |||||
Statistic | درجه آزادی | معناداری | Statistic | درجه آزادی | معناداری | ||
بهزیستی ذهنی | آزمايش | 140/0 | 15 | 200/0 | 975/0 | 15 | 925/0 |
كنترل | 193/0 | 15 | 137/0 | 882/0 | 15 | 051/0 | |
بهزیستی روانشناختی | آزمايش | 143/0 | 15 | 200/0 | 944/0 | 15 | 441/0 |
كنترل | 121/0 | 15 | 201/0 | 929/0 | 15 | 261/0 | |
بهزیستی هیجانی | آزمايش | 132/0 | 15 | 081/0 | 824/0 | 15 | 521/0 |
كنترل | 135/0 | 15 | 231/0 | 829/0 | 15 | 431/0 | |
بهزیستی اجتماعی | آزمايش | 167/0 | 15 | 341/0 | 471/0 | 15 | 409/0 |
كنترل | 139/0 | 15 | 176/0 | 651/0 | 15 | 541/0 | |
کیفیت زندگی | آزمايش | 110/0 | 15 | 200/0 | 944/0 | 15 | 441/0 |
كنترل | 181/0 | 15 | 198/0 | 929/0 | 15 | 261/0 | |
راهبردهای مقابله با استرس | آزمايش | 150/0 | 15 | 210/0 | 8÷4/0 | 15 | 521/0 |
كنترل | 131/0 | 15 | 218/0 | 819/0 | 15 | 431/0 | |
نتايج جدول بالا نشان ميدهد، با توجه به سطوح معناداري آزمونهاي كالموگروف - اسميرنوف و شاپيرو- ويلك (05/0 <P) پيش فرض نرمال بودن برقرار است و لذا با توجه به احتمال بالاي نرمال بودن توزيع (بيشتر از 5 درصد) ميتوان از آزمونهاي پارامتريك استفاده نمود.
جدول (4): خلاصه نتايج بررسی همگنی شیبهای رگرسیون از اثرات درون آزمودنی ها
شاخص آماري منبع تغييرات | مجموع مجذورات | درجه آزادي | ميانگين مجموع مجذورات | F | سطح معناداري |
پیش آزمون بهزیستی ذهنی * گروه | 861/18 | 1 | 861/18 | 355/2 | 137/0 |
پیش آزمون بهزیستی روانشناختی * گروه | 321/23 | 1 | 321/23 | 113/2 | 127/0 |
پیش آزمون بهزیستی هیجانی * گروه | 213/15 | 1 | 213/15 | 321/3 | 145/0 |
پیش آزمون بهزیستی اجتماعی * گروه | 132/12 | 1 | 132/12 | 420/2 | 129/0 |
پیش آزمون کیفیت زندگی * گروه | 211/13 | 1 | 211/13 | 563/4 | 217/0 |
پیش آزمون راهبردهای مقابله * گروه | 561/17 | 1 | 561/17 | 761/5 | 243/0 |
بر اساس نتایج جدول بالا،اثر تعامل (پیش آزمون بهزیستی و مولفه های آن (بهزیستی روانشناختی، هیجانی و اجتماعی)، کیفیت زندگی و راهبردهای مقابلهای * زمان) معنادار نیست (05/0>P)، لذا شیبهای رگرسیون همگنی دارند و ما از این مفروضه تخطی نکرده ایم.این نتایج،نتیجهگیری قبلی به دست آمده از بررسی نمودار پراکندگی برای هر دو گروه آزمایش و کنترل را تأیید مینماید.
جدول (5): نتيجه آزمون لوين براي بررسي پيش فرض تساوي واريانس ها
متغير وابسته منبع تغییرات | F | df1 | df2 | معناداری |
بهزیستی ذهنی | 336/0 | 1 | 28 | 852/0 |
بهزیستی روانشناختی | 541/0 | 1 | 28 | 390/0 |
بهزیستی هیجانی | 321/0 | 1 | 28 | 231/0 |
بهزیستی اجتماعی | 290/0 | 1 | 28 | 432/0 |
کیفیت زندگی | 132/0 | 1 | 28 | 071/0 |
راهبردهای مقابله | 154/0 | 1 | 28 | 138/0 |
آزمون لوين پيش فرض تساوي واريانسهاي دو گروه آزمايش و كنترل را در جامعه بررسي مينماید.بر اساس نتايج جدول بالا،آزمون لوین معنادار نیست (05/0 P>)،لذا پيش فرض تساوي واريانسها برقرار است.در اينجا 2/85 درصد احتمال دارد كه واريانسهاي دو گروه آزمايش و كنترل در جامعه برابر باشد.
جدول (6): نتايج آزمون تحلیل كوواريانس تأثیر برنامه آموزشی بر بهزیستی ذهنی و مولفه های آن، کیفیت زندگی و راهبردهای مقابلهای
متغیر | منبع تغییرات | مجموع مجذورات | df | ميانگين مجذورات | F | معناداری | مجذور اتا | توان آزمون |
بهزیستی ذهنی | مدل اصلاح شده | 284/968 | 2 | 142/484 | 007/27 | 0005/0< | 667/0 | 000/1 |
پیش آزمون | 250/936 | 1 | 250/936 | 227/52 | 0005/0< | 659/0 | 000/1 | |
گروه | 539/150 | 1 | 539/150 | 398/8 | 007/0 | 237/0 | 798/0 | |
خطا | 016/484 | 27 | 927/17 | |||||
بهزیستی روانشناختی | مدل اصلاح شده | 145/249 | 2 | 218/421 | 138/21 | 0005/0< | 528/0 | 867/0 |
پیش آزمون | 320/514 | 1 | 114/230 | 315/24 | 0005/0< | 474/0 | 567/0 | |
گروه | 275/321 | 1 | 275/321 | 176/9 | 004/0 | 271/0 | 765/0 | |
خطا | 125/290 | 27 | 124/35 | |||||
بهزیستی هیجانی | مدل اصلاح شده | 561/1761 | 2 | 209/431 | 118/7 | 0005/0< | 847/0 | 000/1 |
پیش آزمون | 165/187 | 1 | 165/187 | 290/8 | 0005/0< | 312/0 | 000/1 | |
گروه | 974/246 | 1 | 974/246 | 068/10 | 0005/0< | 154/0 | 000/1 | |
خطا | 21/187 | 27 | 120/8 | |||||
بهزیستی اجتماعی | مدل اصلاح شده | 176/156 | 2 | 156/187 | 132/8 | 0005/0< | 431/0 | 000/1 |
پیش آزمون | 176/431 | 1 | 176/431 | 710/8 | 0005/0< | 422/0 | 000/1 | |
گروه | 124/671 | 1 | 124/671 | 068/10 | 0005/0< | 254/0 | 000/1 | |
خطا | 54/430 | 27 | 240/166 | |||||
کیفیت زندگی | مدل اصلاح شده | 195/348 | 2 | 098/324 | 938/15 | 0005/0< | 541/0 | 999/0 |
پیش آزمون | 562/718 | 1 | 562/718 | 315/24 | 0005/0< | 474/0 | 997/0 | |
گروه | 075/305 | 1 | 075/305 | 044/10 | 004/0 | 271/0 | 863/0 | |
خطا | 105/820 | 27 | 374/30 | |||||
راهبردهای مقابله با استرس | مدل اصلاح شده | 296/1260 | 2 | 148/630 | 928/74 | 0005/0< | 847/0 | 000/1 |
پیش آزمون | 663/1186 | 1 | 663/1186 | 101/141 | 0005/0< | 839/0 | 000/1 | |
گروه | 974/336 | 1 | 974/336 | 068/40 | 0005/0< | 597/0 | 000/1 | |
خطا | 071/227 | 27 | 410/8 |
اطلاعات جدول بالا نتايج آزمون تحليل كواريانس تك متغيره (آنكوا) را نشان ميدهد.بر اساس اطلاعات جدول،برنامه آموزشی بر افزایش بهزیستی ذهنی و کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله با استرس مؤثراست.زيرا مقدار سطح معناداری كوچكتر از 05/0 است (0005/0P<).به بيان ديگر تفاوت دو گروه كنترل و آزمايش با توجه به تأثیر برنامه آموزشی معنادار است. همچنين میتوان گفت، تفاوت بین نمرات دو گروه كنترل و آزمايش، بیان کنندهی این مطلب است که متغیرهای مورد بررسی در قبل و بعد از برنامه آموزشی به طور معناداری متفاوت است. با در نظر گرفتن مجذور اِتا، میتوان گفت 9/65درصد این تغییرات يا بهبود ناشی از تأثیر برنامه آموزشی است. قابل ذكر است، با توجه به اين كه توان آماري 000/1 است، ميتوان گفت حجم نمونه نيز كفايت مينمايد.
بحث
مطالعه ی حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان ذهنآگاهی مثبت محور بر بهزیستی ذهنی، کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله با استرس در زنان دارای اختلال دوقطبی شهر کاشان انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد، بهبود کیفیت زندگی در مراحل مختلف اندازهگیری دارای تفاوت معنیداری میباشد. بهبود کیفیت زندگی در پیشآزمون کمتر از پس آزمون و پیگیری میباشد. این بدین معنی است که درمان ذهن آگاهی سبب بهبود کیفیت زندگی زنان دارای اختلال دوقطبی میگردد. نتیجه این فرضیه با نتایج پژوهشهای قدمپور و همکاران (1397)؛ نصیری کالمرزی و همکاران (1397) و دوازدهامامی و همکاران (1398) همسو و موافق میباشد. این اختلال سبب کاهش شدید عملکرد فرد میگردد و سبب کاهش کیفیت زندگی فرد و خانواده بیمار میشود. در تبیین اثربخشی درمان ذهن آگاهی مثبتمحور بر بهبود کیفیت زندگی زنان دچار اختلال دو قطبی میتوان عنوان کرد که در مراقبه و نشستنهای طولانی مدت و بدون حرکت، بیماران روی حسهای بدن تمرکز میکنند. این تمرکز و مشاهدهگری میتواند پاسخهای هیجانی را کاهش دهد. بنابراین تمرین مهارت ذهنآگاهی، توانایی مراجعهکنندگان برای تحمل هیجانی منفی را افزایش میدهد و آنها را به مقابله مؤثر قادر میسازد و چنین حالتی میتواند کیفیت زندگی را بهبود بخشد (سانده و همکاران[19]، 2017). هدف مداخلات ذهنآگاهی کمک به افراد برای پذیرش، ارتباط با تجارب درونی و افزایش رفتار آگاهانه است (کروسکا و همکاران[20]، 2018) و مراقبه ذهنآگاهی توجه فرد را افزایش داده و این عامل باعث افزایش آگاهی و توانایی عاطفی میگردد (کاپوبیناکو و همکاران[21]، 2018). با توجه به اینکه کیفیت زندگی ابعاد گوناگونی دارد. از جمله بعد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی، تمرینهای ذهنآگاهی به گونهای طراحی شده است که بر همه این ابعاد تأثیر میگذارد. تمرینهای ذهنآگاهی با افزایش آگاهی افراد نسبت به لحظه حال، از طریق فنونی مثل توجه به تنفس و بدن و معطوف کردن آگاهی اینجا و اکنون، بر نظام شناختی و پردازش اطلاعات مؤثر است به این ترتیب این روش میبایست موجب افزایش کیفیت زندگی شود و سودمندی آن به عنوان یک روش مداخلهای برای طیف وسیعی از اختلالات روانی مزمن نشان داده شده است (نصیریکالمرزی و همکاران، 1397). ذهنآگاهی از طریق تغییرات تطابقی توجه و کاهش تکرار افکار خود بیمار انگاری و یادگیری مهارتهای لازم در عدم تمرکز بر افکار و ترسهای مرتبط با سلامتی عمل کرده و بهبود کیفیت زندگی از بعد جسمانی را سبب میگردد (هارتمن و همکاران[22]، 2012).
همچنین نتایج پژوهش نشان داد که درمان ذهنآگاهی مثبت محور بر بهبود بهزیستی ذهنی زنان دارای اختلال دو قطبی شهر کاشان تأثیر معنا داری دارد. مقیاس بهزیستی روانشناختی در مراحل پس آزمون و پیگیری بیشتر از پیش آزمون است. بنابراین درمان ذهنآگاهی سبب ارتقا و بهبود بهزیستی ذهنی زنان دارای اختلال دو قطبی میگردد. نتیجه این فرضیه با نتایج احمدی و همکاران (1396)، استراس و همکاران[23] (2014) و بحرینی و همکاران (1400) همسو و موافق میباشد. بهزیستی ذهنی خود از جمله مؤلفههایی است که بر زندگی فردی و اجتماعی افراد تأثیر مستقیم میگذارد. از طرفی بهزیستی ذهنی تمام جوانب زندگی یک فرد را شامل میگردد. با توجه به اینکه آموزشهای روانی سبب بهبود در اعتماد به نفس فرد میگردد فرد بیش از قبل خود را میپذیرد و فرد درک بهتری اعمال، انگیزهها و احساسات خود دارد و بیشتر به خود احترام میگذارد. این امر باعث میشود در فرد یک شکوفایی رخ دهد. همچنین در این آموزشها رابطه مثبت و مفید با دیگران به فرد بیمار آموزش داده میشود. این امر خلأ بزرگی را در زندگی خانواده بیماران مبتلا به این اختلال را پر خواهد کرد همچنین این موضوع باعث میگردد فرد به خوبی روش عشق ورزیدن را بیاموزد. ایجاد احساسات نیرومند همدلی، عاطفی سبب میگردد فرد بیمار با افراد بیشتری ارتباط برقرار کند و لحظات کمتری را در زندگی به تنهایی بگذراند. بنابراین فرد از یک انسان گوشهگیر و تنها به یک فرد با ارتباط بالا و با دوستان زیاد تبدیل خواهد شد. بنابراین این آموزشها سبب خودشکوفایی فرد میگردد، به طوری که عملکرد فرد افزایش خواهد یافت و توانایی حل بسیاری از مشکلات خود را داراست. این در حالی است که در حل مسائل و مشکلات فرد بیمار خود و توانایی خود را مهمترین عامل میبیند نه شخص دیگری. بنابراین فرد خود را کمتر نیازمند دیگران میپندارد و حس خوکفایی در فرد به ارشد شخصی او میگردد. رشد شخصیت فرد و شناخت تواناییها به فرد این جسارت را خواهد داد تا فرد بیمار به فکر زندگی بهتر و اهدافی باشد که یک فرد عادی هدفمند دنبال میکند. ایجاد هدف به زندگی فرد معنا میبخشد و مسیری مشخص را برای فرد فراهم میکند. این امر باعث بهبود و ارتقا بهزیستی ذهنی آنها خواهد شد. بهزیستی روانشناختی اشاره دارد به ادراک فرد از میزان هماهنگی بین خود از یک سو و پیامدهای عملکردش از سوی دیگر. در درمان ذهنآگاهی مثبتمحور بیمار از طریق انجام تمرینهای مکرر با جهتدهی قصدمندانه توجه به یک شیء خنثی به مشاهده افکار و احساسات یا حسهای بدنی خود مینشیند. افراد ذهنآگاه واقعیات درونی و بیرونی را آزادانه و بدون تحریف ادراک میکنند و توانایی زیادی در مواجهه با دامنه گسترده ای از تفکرات، هیجانها و تجربهها (اعم از خوشایند و ناخوشایند) دارند. این مشاهده عاری از قضاوتمی تواند در درازمدت موجب افزایش بهزیستی ذهنی شود. در ذهنآگاهی توجه به بدن و تنفس تمرین میشود و افراد تحت درمان از حسهای مختلفی که در بدن و حتی هنگام تنفس تجربه میکنند، آگاه میشوند و در نتیجه توجه به بدن افزایش یافته و این آگاهی کنترل بعدی را زمینهسازی میکند. درمان ذهن آگاهی با تعدیل در رفتارهای منفی و افکار منفی موجب رفتاری مثبت مرتبط با سلامتی میشود (احمدی و همکاران، 1396).
یافتهی دیگر پژوهش نشان داد که درمان ذهنآگاهی مثبت محور بر بهبود استرس زنان دارای اختلال دو قطبی شهر کاشان تأثیر معناداری دارد. کلیه ابعاد سلامت روان از جمله علائم جسمانی، کارکرد اجتماعی، علائم اضطراب و بی خوابی و افسردگی در مراحل مختلف دارای تفاوت معنیداری میباشد به گونهای که سلامت روان خانواده در مراحل پس آزمون و پیگیری بیشتر از مرحله پیش آزمون میباشد. نتیجه این فرضیه با نتایج فرهادی نادرودی و همکاران (1402)، طباطبائینژاد و همکاران (1397)، آموتیو و همکاران[24] (2015) و ثابتفر و همکاران (1400) همسو و موافق میباشد. انعطافی که به واسطه درمان ذهنآگاهی در بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی بهوجود میآورد سبب میگردد که فرد بیمار با افراد دیگر خانواده و حتی سایر افراد در خارج از محیط خانواده رابطه دوستانه و عاطفی ایجاد کند. بنابراین کارکرد اجتماعی خانواده بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی و به تبع آن کارکرد اجتماعی فرد بیمار ارتقا مییابد. این روند زندگی تازهای را برای فرد آغاز خواهد کرد. ارتباط بالاتر با خانواده و کارکرد اجتماعی بهتر، حس دوستی و زندگی اجتماعی و ایجاد برخوردهای اجتماعی افسردگی را از فرد دور خواهند کرد. همچنین در این دورهها سعی میگردد فرد با افسردگی کمتری مواجهه شود و درمان ذهنآگاهی باعث روحیه بالاتر و افسردگی کمتر میشود. زندگی سالم و ارتباط خوب و مؤثر سلامت روانی سبب میگردد استرس افراد کمتر شده که این امر میتواند به دلیل ارتقا تمرکز و تونایی افراد باشد. در ذهنآگاهی توجه کردن به حالات درونی فرد (مانند هیجان و شناخت) در یک حالت غیرقضاوتی و پذیرا است. ایجاد ذهنآگاهی در حین آموزش، افراد را قادر میسازد تا پاسخهای طبیعی و خودبهخودی را نسبت به تجربیات استرسزا کاهش دهند. سرانجام، نگرش و بینایی فرد گسترش مییابد و فرد اتفاقات تغییرناپذیر زندگی را میپذیرد و در نتیجه پاسخهای فعال و استرسزا کاهش مییابد. بنابراین تمرینات ذهنآگاهی باعث افزایش آگاهی و خودآگاهی جسمی و شناختی میشود و الگوهای نادرست قبلی افکار و احساسات شکسته میشود و فرد بیشتر در زمان حال زندگی میکند؛ همچنین قدرت تصمیمگیری و برنامهریزی تسهیل میشود و فرد حالات روانی مثبتی را تجربه میکند بنابراین آرامش جسمی و روانی در او ایجاد میشود (35).
نتایج این تحقیق نشان داد که درمان ذهن آگاهی در بهبود کیفیت زندگی، بهبود بهزیستی روانشناختی و استرس زنان مبتلا به اختلال دو قطبی شهر کاشان تأثیر دارد. این دورهها سبب بهبود کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی و استرس میگردد. بنابراین از این آموزشها میتوان در جهت بهبود این افراد و خانواده آنها استفاده نمود. این مقاله با محدودیتهایی مواجه بود که در ذیل به آنها اشاره گردید. این تحقیق با استفاده از پرسشنامههای خودگزارشی استفاده گردیده بنابراین در تعمیم نتایج باید احتیاط را رعایت نمود؛ از آنجا که این تحقیق روی نمونه منتخب از زنان شهر کاشان صورت گرفته، در تعمیم نتایج باید محتاط بود؛ در این تحقیق تفاوتهای فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی نمونه مورد نظر قرار نگرفته است. بنابراین با توجه به تاثیر درمان ذهن آگاهی مثبت محور بر بهبود کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی و استرس زنان مبتلا به اختلال دو قطبی به کلیه روانشناسان، روانپزشکان و متخصصان مربوطه پیشنهاد می شود که از این روش به عنوان درمان مکمل ترجیحی استفاده نمایند و این آموزشها به طور منظم علاوه بر خانواده ها بر روی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی در مراکز اجرا گردد. همچنین به منظور پیشگیری از مشکلات خلقی-رفتاری میتوان از آموزش های موجود در روش درمان ذهن آگاهی در مراکز درمانی استفاده نمود.
References
احمدی، سیده زهرا؛ نوروزی، اصغر، حامدی، مریم. (1396)، اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی ذهنی دانشجویان اضطرابی، فصلنامه ایده های نوین روانشناسی. ۱ (۲) :۳۵-۴۴.
بحرینی، زهرا؛ کهرازهی، فرهاد؛ نیک منش، زهرا. (1400)، اثربخشی شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر بهزیستی روانشناختی و عواطف مثبت و منفی در دختران نوجوان دچار نشانگان بدریختانگاری بدن. نشریه پژوهش توانبخشی در پرستاری. 8(2):64-79.
ثابتفر، نیما؛ مسچی، فرحناز؛ حسینزاده تقوایی، مرجان. (1400)، اثربخشی گروهدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی شناختی بر استرس ادراکشده، نظمجویی شناختی هیجانی و رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به فشار خون. طب داخلی روز، 27(2):246-263.
جمشیدیان قلعهشاهی، پروین؛ آقایی، اصغر و گل پرور، محسن. (1396)، مقایسه تأثیر درمان مثبت ایرانی و پذیرش تعهد بر افسردگی، اضطراب و تنش زنان نابارور شهر اصفهان. فصلنامه مدیریت ارتقای سلامت. ۶ (۵) :۸-۱۶
جنگی جهانتیغ، لاله؛ لطیفی، زهره و سلطانیزاده،محمد. (1400). اثربخشی آموزش خودشفابخشی بر کیفیت زندگی سالمندان. روانشناسی پیری، 7(4):345-395.
دوازده امامی، محمد حسن؛ خراطزاده، حمید؛ بختیاری، مریم؛ مهکی، بهزاد. (1397)، اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲، فصلنامه پرستاری دیابت. ۶ (۴) :۶۰۷-۶۱۷.
رهادی ناورود، سعید؛ طهمورسی، نیلوفر؛ صداقت، مستوره. (1402)، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی – رفتاری بر افکار خودآیند منفی در داوطلبان کنکور دارای علائم جسمانی. رویش روان شناسی.12(1): :۱۵۵-۱۶۶.
زارعین، فاطمه؛ شعبانی، امیر؛ جلالیندوشن، امیرحسین؛ احمدزاد اصل، مسعود و اعلائی، سولماز. (1398)، بررسی مقطعی توانایی یادآوری علائم مانیا در مبتلایان به اختلال دوقطبی نوع یک، ۶۰ ماه پس از ترخیص از بیمارستان. مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران. ۲۵ (۴) :۴۲۸-۴۳۹.
طباطبایینژاد، فاطمهسادات؛ آقایی، اصغر و گلپرور، محسن. (1397)، مقایسه اثربخشی درمان ذهنآگاهی مثبت محور، شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی و درمان شناختی رفتاری بر اضطراب اجتماعی و مهارتهای ارتباطی دانشآموزان دختر افسرده. فصلنامه مددکاری اجتماعی. ۷ (۳) :۵-۱.
قدمپور، عزت اله؛ مرادیزاده، سیروس و شاهکرمی، محمد. (1397). اثربخشی آموزش ذهنآگاهی بر افزایش شادکامی و بهبود کیفیت زندگی سالمندان. روانشناسی پیری. 4(1):27-38.
محمدی، فاطمه . (1399). اثربخشی آموزش تاب آوری بر حل تعارض زناشویی، تحمل پریشانی و راهبردهای مقابله ای در زنان خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز اورژانس اجتماعی. [پایان نامه منتشر نشده]. دانشگاه محقق اردبیلی.
نصیری کالمرزی، رسول؛ مرادی، قباد؛ اسمایی مجد، سیروان؛ خانپور، فرزانه. (1397)، اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و ذهن آگاهی مبتلایان به بیماری آسم. مجله روانشناسی و روانپزشکی شناخت. 5(5):1-14.
Amutio, A., Franco, C., Pérez-Fuentes, M. D. C., Gázquez, J. J., Mercader, I. (2015). Mindfulness training for reducing anger, anxiety, and depression in fibromyalgia patients. Frontiers in psychology, Vol 5, PP 55-70.
American Psychiatric Association. Diagnostic and statistical manual of mental disorders (DSM–5). 15th ed: American psychiatric publication; 2013.
Coleman, Jason, Exploring Relationships Between Parenting Style, Perceived Stress, Coping Efficacy and Coping Strategies in Foster Parents. (2019). PCOM Psychology Dissertations. 512.
Capobianco, L., Reeves, D., Morrison, A.P.& Wells, A. (2018).Group Metacognitive Therapy vsMindfulness Meditation Therapy in a Transdiagnostic Patient Sample: A Randomised Feasibility Trial. Psychiatry research, vol 259, pp554-561.
Davoodi, R. (2014). The effect of Emotional Schemas-Based Group Therapy on Emotion Regulation in Married Women: A Case Study of Isfahan.
Hartmann, M., Kopf, S., Kircher, C., Faude-Lang, V.,Djuric,Z.,Augstein, F., Friederich, H.-C., Kieser, M., Bierhaus, A.& Humpert, P. M. (2012). Sustained effects of a mindfulnessbased stress-reduction intervention in type 2 diabetic patients: design and first results of a randomized controlled trial(the Heidelberger Diabetes and Stress-study). Diabetes care, vol 35, pp945-947.
Heintzelman, S. J., & Diener, E. (2019). Subjective well-being, social interpretation, and relationship thriving. Journal of Research in Personality, 78, 93–105.
Heintzelman, S. J., & Diener, E. (2019). Subjective well-being, social interpretation, and relationship thriving. Journal of Research in Personality, 78, 93–105.
Ivtzan I, Nienmiec RM, Briscoe C. (2016). A study investigating the effects of mindfulness-based strengths practice (MBSP) on wellbeing. International Journal of well-Being. 6(2):1-13. Skevington, S. M., Lotfy, M., O'Connell, K. A. (2004). WHOQOL Group, the World Health Organization's WHOQOL-BREF quality of life assessment: psychometric properties and results of the international field trial. A report from the WHOQOL Group. Quality of Life Research, 13, 299- 310.
Kabat-Zinn J. (2003). Mindfulness-based interventions in context: past, present and future. Clinical Psychology Science and Practice.10(2):144-56.
Kabat-Zinn, J. (1994, Sept 29- Oct 2). Catalyzing movement towards a more contemplative/sacred-appreciating/nondualistic society. In: Meeting of the working group. The Nathan Cummings Foundation and Fetzer Institute.
Kroska, E. B., Miller, M. L., Roche, A. I., Kroska, S. K. & O’Hara, M.W.(2018). Effects of traumatic experiences on obsessive-compulsive and internalizing symptoms: The role of avoidance and mindfulness. Journal of affective disorders, vol 225,pp 326-336.
Keyes, C. L., & Magyar-Moe, J. L. (2003). The measurement and utility of adult subjective well-being. Thomas, E. J., Yoshioka, M.R. and Ager, R. D. (1993). The Life Distress Inventory: Reliability and Validity: Manuscript submitted for publication.
Kim, C., Park, H., Schlenk, E. A., Kang, S., & Seo, E. J. (2019). The moderating role of acculturation mode on the relationship between depressive symptoms and health related quality of life among international students in Korea. Archives of Psychiatric Nursing, 33(6), 192-197.
Magnani, E., & Zhu, R. (2018). Does kindness lead to happiness? Voluntary activities and subjective well-being. Journal of Behavioral and Experimental Economics, 77, 20–28.
Masaki C, Sharpley Al, Cooper Cm, Godlewska Br, Singh N, Vasudevan Sr, Harmer Cj, Churchill Gc, Sharp T, Rogers Rd, Cowen Pj. (2016). Effects of The Potential Lithium-Mimetic, Ebselen, on Impulsivity And Emotional Processing. Psychopharmacology J, 233(14): 2655-2661.
Miziou S, Tsitsipa E, Moysidou S, Karavelas V, Dimelis D, Polyzoidou V, Fountoulakis Kn. (2015). Psychosocial Treatment and Interventions for Bipolar Disorder: A Systematic Review. Ann Gen Psychiatry, 14:19.
Niemiec RM, Rashid T, Spinella M. (2012). Strong mindfulness: Integrating mindfulness and character strengths. J Ment Health Couns. 34 (3): 240-53.
Pearlin, L. I., & Schooler, C. (1978). The structure of coping. Journal of Health and Social Behavior, 19(1), 2–21.
Sundh, J.,Wireklint, P.,Hasselgren, M.,Montgomery, S.,Ställberg, B., Lisspers,K.& Janson,C. (2017). Health-related quality of life in asthma patients-A comparison of two cohorts from 2005 and 2015. Respiratory medicine, vol 132, 154-160.
Strauss C, Cavanagh K, Oliver A, Pettman D. (2014). Mindfulness-based interventions for people diagnosed with a current episode of an anxiety or depressive disorder: A meta-analysis of randomized controlled trials. PLoS ONE, 9(4): 96-110.
Vinas, F., Casas, F., Abreu, D. P., Alcantara, S. C., & Montserrat, C. (2019). Social disadvantage, subjective well-being and coping strategies in childhood: The case of northeastern Brazil. Children and Youth Services Review, 97, 14-21.
Zhang H, Wisniewski SR. Bauer MS.(2006). Comparison of perceived quality of life across clinical states in bipolar disorder: Data from first 2006 Systematic Treatment Enhancement Program For bipolar Disorder (STEP-BD) participants. Comprehensive Psychiatry - Journal. 47(3): 161-8
Zimmer-Gembeck, M. J. & Skinner, E. A. (2011). The Development of Coping Across.
. Bipolar disorders ↑
. Kim, Park, Schlenk, Kang & Seo ↑
. Zhang, Wisniewski, Bauer ↑
. Vinas, Casas, Abreu, Alcantara, & Montserrat ↑
. Magnani & Zhu ↑
. Heintzelman & Diener ↑
. Zimmer-Gembeck & Skinner ↑
. Coleman ↑
. Pearlin & Schooler ↑
. Masaki, Sharpley, Cooper, Godlewska, Singh, Vasudevan, Harmer, Churchill , Sharp, Rogers, Cowen ↑
. Miziou, Tsitsipa, Moysidou, Karavelas, Dimelis, Polyzoidou, Fountoulakis ↑
. Kabat-Zinn ↑
. Niemiec, Rashid, Spinella ↑
. Skevington, Lotfy,O'Connell ↑
. subjective well-being questionnaire ↑
. Keyes & Magyar-Mae ↑
. Life Distress Inventory ↑
. Edwin J. Thomas, Marianne Yoshioka , Rchard D. Ager ↑
. Sundh, Wireklint,Hasselgren,Montgomery,Ställberg, Lisspers& Janson ↑
. Kroska, Miller, Roche, Kroska & O’Hara ↑
. Capobianco, Reeves, Morrison & Wells ↑
. Hartmann, Kopf, Kircher, Faude-Lang,Djuric,Augstein, Friederich, Kieser, Bierhaus & Humpert ↑
. Strauss, Cavanagh, Oliver, Pettman ↑
. Amutio, Franco, Pérez-Fuentes, Gázquez, Mercader ↑